ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

51

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

باشند و پس از ايشان خلافت مىتوانسته تنها بر بنيان قدرت استوار باشد « 1 » . اين نظريه كه على ( ع ) را از خلافت بر حق كنار مىگذاشت در زمان ابن حنبل عقيده گروهى از اقليت سنى به ويژه در عراق بود . ابن حنبل خود در مرحله‌هاى بعدى زندگانى نظريه خود را دگرگون ساخت و على ( ع ) را نيز در شمار خليفگان راشد بر حق دانست . اما پيوسته بر اين نظريه پافشارى مىنمود كه پايگاه بلند هر يك از اين چهار خليفه به ترتيب زمان رسيدن به خلافت از خليفه بعدى والاتر بوده است . بنابراين مىبايست عثمان را بر على ( ع ) برترى داد . او به برترى دادن صرف ابو بكر و عمر بر دو خليفه بعدى آشكارا اعتراض داشت ، هر چند وى حاضر نبود كسانى را كه از برترى عثمان سخن نمىگويند به عنوان ملحد محكوم كند . و يادآور مىشده كه با اهل كوفه چه كنم ؟ برترى دادن به دو خليفه نخست نظر محدث بزرگ كوفه سفيان ثورى بود كه از سوى ديگر ستايش ابن حنبل را از آن روى كه نظريه انشاء قرآن و مرجئيان را آشكارا نادرست مىدانست بدست آورده بود « 2 » . كيش حنبلى همچنانكه تنها حكومت سه يا چهار خليفه نخست را بر بنيان مشروعيت ذاتى آنها خلافت بر حق مىدانست وفادارى به خلافت تاريخى بعدى را نيز كه بر قدرت متكى بود ، تكليفى اساسى و مذهبى مىدانست . نظريه حنبليان در باره خلافت بر رويهم از نظريه اهل تسنن كه اعتبار خلافت به وسيله غلبه را تأييد مىكرد ، فراتر رفت . در اين حال خليفه مىبايست تا آخر زمان از مردمان قبيله قريش باشد . وظيفه هر مسلم پيروى و پشتيبانى كردن از خليفه و نمايندگانش بود . بدى و خوبى ، دادگرى و ستمگرى خليفه مطرح نبود : عبارتى از اعتقادهاى ابن حنبل را دوباره مىتوان نقل كرد : « خلافت تا زمانى كه دو تن از قبيله قريش زنده باشند از آن قريش است ، هيچ‌كس حق ندارد عليه آنها شورش و در مشروعيت آنها ترديد كند ،

--> ( 1 ) . Der imam al - Qasim صص 226 - 225 . ( 2 ) . The Origins of The Controversy Concerning of the Koran . 519 ص